Tuesday, February 10, 2009

سلام دوست قشنگم داشتم توی عکسهای کامپیوترم گشتی می زدم به این عکس خوشگل رسیدم، احساس این دختر نازنین رو خیلی درک نکردم!!!!دیدم نمی تونم بفهمم چش شده که این جوری شده!اونوقت یاد خودمون افتادم.یادم افتاد اون موقع ها با کوچکترین تغییر حالت صورتم مامان خوب و مهربونم می فهمید که چه به من گذشته!همیشه هم می گفت:تو چشات خوندم!!!!بعدش فکر کردم ای کاش..... کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان فهمید. اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم!!
گاهی وقتها سکوت بهتر از فریاد توخالیست!
دنیا را ببین...
بچه بودیم از آسمان باران می آمد بزرگ شده ایم............. از چشمانمان می آید!
بچه بودیم دل دردها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند.بزرگ شده ایم درد دل هایمان را به صد زبان به کسی می گوییم...هیچ کس نمی فهمد!!!
کاش همان کودکی بودیم که.....

No comments:

Post a Comment

center>