یک روز که داشتم از بارون و آفتاب با دوستم حرف می زدم و می گفتم که عاشق آفتابم و وقتی هوا ابر و بارونه دلم میگیره،دوست دارم از بارون فرار کنم برم یه جایی که فقط خورشید باشه.چون فقط بارون رو وقتی دوست دارم که خیس نشم و یه سقف بالاسرم باشه حتی سقف ماشین !!!
طبع شعرش گل کرد
و گفت
چرا تو آفتابو دوست داري من بارونو
چرا آفتاب و بارون خيلي كم با هم ميان ..
چرا بوي بارون براي من مثل بوي زندگيه ..
براي تو مثل بوي مرگ !؟
چرا تو خيس شدن و دوست نداري اما ..
من عاشق اينم كه زير بارون خيس بشم و آب از سر و روم چكه كنه ..
چرا تو بايد از پشت پنجره به بارون نگاه كني ..
من در حال دويدن و بالا پايين پريدن و شلپ شلوپ كردن تو آب و گل
چرا من و تو ..
فرق داريم !؟
من و تو
دنياي متفاوتي داريم
و علايق متفاوتي
اما ته دلمون هم آفتابو دوست داريم هم بارونو براي همين وقتي با هم ميان
محو اونا مي شيم ..
باروني كه زير نگاه گرم و روشن آفتاب مي ريزه .
من وتو متفاوتيم ..
اما همه قشنگي دنيا به همينه..
همين تفاوتهاي كوچيك
Tuesday, March 3, 2009
یک روز که داشتم از بارون و آفتاب با دوستم حرف می زدم و می گفتم که عاشق آفتابم و وقتی هوا ابر و بارونه دلم میگیره،دوست دارم از بارون فرار کنم برم یه جایی که فقط خورشید باشه.چون فقط بارون رو وقتی دوست دارم که خیس نشم و یه سقف بالاسرم باشه حتی سقف ماشین !!!
طبع شعرش گل کرد
و گفت
چرا تو آفتابو دوست داري من بارونو
چرا آفتاب و بارون خيلي كم با هم ميان ..
چرا بوي بارون براي من مثل بوي زندگيه ..
براي تو مثل بوي مرگ !؟
چرا تو خيس شدن و دوست نداري اما ..
من عاشق اينم كه زير بارون خيس بشم و آب از سر و روم چكه كنه ..
چرا تو بايد از پشت پنجره به بارون نگاه كني ..
من در حال دويدن و بالا پايين پريدن و شلپ شلوپ كردن تو آب و گل
چرا من و تو ..
فرق داريم !؟
من و تو
دنياي متفاوتي داريم
و علايق متفاوتي
اما ته دلمون هم آفتابو دوست داريم هم بارونو براي همين وقتي با هم ميان
محو اونا مي شيم ..
باروني كه زير نگاه گرم و روشن آفتاب مي ريزه .
من وتو متفاوتيم ..
اما همه قشنگي دنيا به همينه..
همين تفاوتهاي كوچيك
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

No comments:
Post a Comment