می دانيم دو بعلاوه دو می شود چهار و از پذيرش نتيجه ها، هراسانيم. می دانيم که برای داشتن هر چيزی بايد بهايش را پرداخت کرد ولی از پی نپرداختن و کم پرداختنيم. هماره آرزومنديم که کسی يا نيرويی بيايد و مفتی، تغييری در زندگيمان ايجاد و مشکلاتمان را حل کند.سالهاست که در اين مرحله در جا می زنيم. از هر چيزی که باعث قلقلک ذهن های خسته و راکد و منفعلمان گردد، فرار می کنيم. سعی در آن داريم که وانمود کنيم که به چيزهايی اعتقاد داريم هرچند ديگر بدان ها معتقد نباشيم. اگر قبول داشته باشيم که داده های ثابت و روشهای ثابت، نتايج ثابتی را به بار می آورد، پس در جستجوی چه هستیم؟؟؟
















