skip to main
|
skip to sidebar
خورشیدخانم
Tuesday, April 21, 2009
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
center>
About Me
ensi
View my complete profile
Blog Archive
►
2010
(12)
►
December
(1)
►
September
(1)
►
June
(4)
►
May
(6)
▼
2009
(82)
►
November
(4)
►
October
(4)
►
September
(7)
►
August
(10)
►
July
(2)
►
June
(2)
►
May
(8)
▼
April
(18)
می دانيم دو بعلاوه دو می شود چهار و از پذيرش نت...
لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل خوردن ...
کاش بدونی نبودنت یا که اصلا ندیدنت هیچ دلیلی نم...
یک بار یک دانشجوی خارجی از استاد پرفسور محمود حسا...
روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون ...
عکس این خانم بسیار پیر مهربونو چند وقت پیش به عنو...
این متن رو یکی از دوستام برام فرستاده بود،دیدم جا...
امروز دوشنبست؛ من که کلا دوشنبه ها رو دوست ندارم!...
گندم بودن را دوست دارم در هلهله ی باد پراکنده شد...
پیش از اینت گر که در خود داشتم هر کسی را تو نمی ا...
ثانیه ها کودن، تنبل و بی حوصله، بی اندک توجه ای ب...
روزی مرد نابینایی در کنار خیابان نشسته بود و تابل...
►
March
(19)
►
February
(7)
►
January
(1)
No comments:
Post a Comment