Monday, November 23, 2009

نخود قشنگمونو دزدیدنش!نمی دونم چه حکمتی داره که داداشی به هرچی و هرکی دل می بنده یکهو از دستش می ده!هرچی هم که بهش می گم یه دلیلی داره قبول نمی کنه و می گه من بد بودم که اینجوری شد!!!کلی هم مژدگانی گذاشته و نذر و نیاز کرده که پیدا بشه!
دعا کنین پیدا بشه.نمی دونیم الان پیش کیه و چه حالی داره فقط خدا کنه از دست ماها ناراحت نباشه
اگرم شماها جایی دیدینش تو رو خدا بهمون خبر بدین.
یه پودل-تریر مو فرفری نخودی رنگ و چشم طوسی. بچمون پای راستش روی رونش موهاش ریخته بود آخه تو شمال که بودیم یه حیوونی اذیتش کرده بود!

Friday, November 6, 2009

شمع وجودرزا منتظمی اولین هنرمند آموزش آشپزی ایران در سن 87 سالگی و مسعود رسام یکی از بهترین تهیه کنندگان تلویزیون وسینما وکارگردان سریال خانه سبزدر 52 سالگی،و آقای صبحدل اذان گوی سالمند ایران در هفته گذشته خاموش شد،روحشان شاد و یادشان همیشه سبز باد.

امـــــا با شنیدن این 3 خبر فوت در عرض 3 روز فکرم مشغول این شد که این قطار مرگ چه وقت و چه زمانی و در چه ایستگاهی مرا سوار بر کدام کابین خود می کند و با خود به سوی ابدیت می برد؟ آیا در آن موقع من به آرزوهایم رسیده ام یا در حسرت رسیدن به آنها چشمم به ایستگاه آخر قطار است تا از موجودی که همیشه از او تقاضای آرزوهایم را می کنم بپرسم چـــــرا؟؟؟

Tuesday, November 3, 2009

بعضی وقت ها این جوری هستم!
درونم با بیرونم زمین تا آسمان متفاوت است امــــــــــــــــــــا!!!

Monday, November 2, 2009

سکوت برای پنهان کردن حقیقت

دلم می خواد حرفی جدید بزنم اما ندارم!چی ندارم؟حوصله حرف جدید زدن!
می گی خوب تو که حوصله نداری مجبور که نیستی خوب حرف نزن!
می گم خوب اگه اینم نگم که داغون می شم!
می گی دیوونه شدیا
می گم به خاطر همین الان خوشحالم چون دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید
بگذریم از شوخی!
جدی جدی چند روزیه که با اینکه همش سعی کردم ،اما دچار روزمرگی شدم من که همیشه از این موضوع فراریم الان کمی دلگیرم. گرفتگی و دلگیری هوا هم مزید بر علت شده
همش سعی می کنم که به روی خودم نیارم و بخندم و سرمو گرم کنم اما....وقتی خودمو توی آینه نگاه می کنم می فهمم که نمیتونم از خودم فرار کنم!صورتم تکیده و نگرانه!
center>