سلام مادر مهربانم
به سفارش دوستی مهربان برگشتم که بنویسم و باز هم بگویم و درد دل کنم با کسانی که نمی دانمشان ، نمی شناسمشان!،یا اگر میشناسم؛ نمی دانم که چه وقت به خلوتم می آیند
اما دیدم که بعد از خدا باید با نام تو شروع کنم چرا که بعد از او تو بودی که مرا زندگی دادی و چگونه درست زندگی کردن را از زبان او ولی با بیان خودت و با مهربانی و صبوری که گوشه ای از صبر اوست به من آموختی!
پس به نام او و با اجازه او ،به نام تو مادر عزیزم آغاز می کنم دوباره از عشق گفتن را،از زندگی گفتن را و تقسیم دلتنگی ها و شادیها و احساسات متغیرم را با روزهایم!

No comments:
Post a Comment